خرید بک لینک
یکی از لذت هام توی زندگی خوردن هویجه اینکه بخوریو مثل بز صدای قارچ قارچ قارچش بیاد بیرون لذتش اینه که اونقدر بجویش که همه ی آبش بیاد بیرون و فقط تفاله هاش بمونه و همونم تو دهنت خوب ریزو خرد شده باشه مثل دستگاه آب میوه گیری بعد قورتش بدی بره پایین هر کی یبوست می گیره واسش خیلی کاراست دیروز سه تا هویجو به همین سبک فرستادم تو شکم امروزم دو تاش به فنا رفت دوتا دیگه مونده  بخورم یا نخورم ؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

عصر دیروز که رفتم بازار

یه زن و شوهر جوان از روبروم می اومدن 

شنیدم شوهره به زنش می گفت 

منو جهنم ببر بازار نیار 

بازار خوبه !

نترسید ازش ای بابا !

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

دیگه بزررررررگ شدماااااا وقتی مامان گفت بلیط داریم بریم سفر برعکس دفعات قبل بی تابی نکردم  نگفتم نرو نگفتم واسه غذا پختن چکار کنم (با وجودی که به آشپزی علاقه دارم ولی وقتی مامان آشپزی می کنه من تنبلم) اصلا هیچی نگفتم سکووووووت! هر چند ته دلم یه کم ناراحت بودمو واسه پختو پز برنامه ریزی می کردم که چی بپزم ولی خب احساس می کنم نسبت به قبلنا صبورتر شدم  در کل از صب ساعت هفتو نیم بیدارم  بعد عازم شدنشون که ساعت نه و نیم بود افتادم تو آشپزخونه تا ساعت دوازده اونجا بودم خوبه حالا فقط یه برنج پختمو یه خورشت قیمه فریز شده مامان پز گرم کردما ولی خب یه سری کارا توی آشپزخانه باید انجام می شد که انجام شد  عصر هم پیاده رویو خرید ملزومات غذای شام امشب و ظهر فردا بعد از یکساعت پیاده رفتن از ساعت یک تا هفت ماکارونی پختم بدون گوشت و تمام گیاهی  عالی و خوشمزه شد  هر چه سبزی خشک توی کمد پیدا کردم ریختم تو سس حاوی گوجه و هویجو فلفل دلمه ای و پودر سیر و بعد مخلوط مورد نظر رو با پیاز داغ قاطی کردمو سس رو ریختم روی ماکارونی آبکش شده و پنج دقیقه دم کردمو تماااااام  خیلیم خوشمزه شد  وقتی خودم ماکارونی به این خوشمزگی بلدم درست کنم چرا باید برم پاستای نیمه آماده ی دودی شده بخرم !؟ خب نخریدم دیگه  الانم دستم بوی سبزی خشک می ده گمونم شنبلیله است چیزی که متوجهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

نهارو یکساعت پیش آماده کردم منتظرم گشنشون بشه  پلو قارچ با ملات فراوان قهوه هم روی اجاق گاز در حال تهیه شدنه بوی نامطبوعش توی هواس دقت کردم دیدم من عادت دارم دستمو زیاد بشورم یعنی دست به هر چی می زنم می گم وای دستم کثیف شد می رم با آبو صابون می شورم مثلا کتری رو از اینور به اونور جا به جا کنم یا درب هال رو ببندم می گم دستم کثیف شد باید با آبو صابون شسته شه یا دستم عرق بکنه می گم کثیف شد خب واقعا کثیف می شه دیگه  بذارید براتون بشکافم  ببینید مثلا وقتی کف دست عرق می کنه فقط آب خالی که نیست باهاش کلی چربی و ...هم هست اینه که خودش می شه منبع ورود میکروبو جذب گرد و غبار هوا و رشد میکروب پس بااااااید شسته بشه دیروز از بس شستمش دیگه روی دستم سفیدک صابون بود می خوام امروز بشمارم ببینم چند بار دستامو می شورم  از صبح ساعت نه و نیم که بیدارم تا الان فعلا شده شش بار البته آشپزی کردن این دو روزه هم شده علت مضاعفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

آخه ای  ناااااازی قربونش برم من الهی بابامو می گم  از ساعت یک و نیم به بعد که ظهر نهارشو دادم دیگه هیچی غذا بهش ندادم  گمونم قندش افتاده بود پایین هذیون می گفت اومده می گه مامانت باز رفته بیرون ؟ در اتاقو چرا قفل کرده هیچوقت قفل نمی کرد که ! من که نمی دونستم چی می گه بهش گفتم کسی بیرون نیس بعد از چند دقیقه در حالی که لباساشو می پوشید بره بیرون می گه حواس پرت منو ببین یادم نبود مسافرتن در اتاق هم که قفل نیست!  می گم بابایی نکنه گشنته قندت افتاده پایین  می خوای یه چیزی مهیا کنم ؟ می گه آره گشنم که هست باشه یه چیزی درست کن بخورم نیمرو با روغن زیاد درست کردم براش گمونم حالش خوب شد الان  ولی نگران روغن زیادشم واسش ضرر داره  از عصر هی بهش می گم گشنت نیست می گه نه من که می دونم مامان تو راه اومدنه دستپخت منو دوس نداره ولی همچین سر حال اومدا  بابای نازم! چقدر من بی فکرم آخه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

ما دو نوع فقر یا فقیر داریم فقر به لحاظ مادی و فقر به لحاظ فرهنگی با فقر مادی که همون بی پولی هست هممون کمابیش آشناییم اما فقر فرهنگی چیه ؟ می گم بهتون فقر فرهنگی اونی هست که واسه خودت لباس قشنگ نپوشی اما جلو مهمونت بهتربن لباساتو بپوشی  میوه و غذای خوب نخوری واسه مهمونت بهترین غذا و میوه رو تدارک ببینی زیر پات فرشای کهنه انداخته باشی مهمونت که می آد بهترین فرشو زیرانداز رو  بندازی خونت در اوج کثیفی باشه اما مهمون که بیاد واسش همه جا رو برق بندازی هفته ها حمام نکنی مهمون که بیاد خودتو نظافت کتی و  . . . خلاصه کنم براتون فقر فرهنگی یعنی چیزای خوبو واسه خودت نخوای اما واسه مهمونو دیگران بخوای کیا دچار فقر فرهنگین؟  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

تا دقایقی دیگر مهمان داریم 

سختمه یکجا بشینم جلوشونو همش لبخند روی لبم باشه

خوشکلاسیون کردم

البته خوشکلاسیون کار همیشگیمه 

خط چشمو کمی رژ لبو گونه یه کمم جمعو جور کردن موها

خوشکلاسیون یعنی این 

حوصله هفتا قلمشو نداشتم

خدا کنه بیانو قبل ساعت یازده هم برن

من زیاد حوصله ندارم

یک چهارم سرم درد می کنه

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

از امشب دیگه رسما دوش گرفتنای سی ثانیه ای شبانه ی قبل خواب با

آب سرد رو تعطیل کردم 

دیگه نمی شه دوش شبانه گرفت یعنی می شه ها ولی این گوش لامصب

که هیچوقت واسه ما گوش نشد با یه کم آب سرد فرداش می گیره

ناخنام بلند شدنو لاک بی رنگ زدم

دوسشون دارم بخصوص که سفت تر از سابقند

خیلی خوابم می آد

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

در زبان محاوره ای گاهی برای "ان شاء الله" الفاظ دیگری بکار برده می شود که می تواند معنی کلمات را تغییر دهد و کاملاً بر ضد مفهوم اصلی باشد.   ایشاالله: یعنی خدا را به خاک سپردیم. (نعوذبالله) (استغفرالله) .  انشاالله: یعنی ما خدا را ایجاد کردیم.(نعوذبالله) (استغفرالله) .  ان شاءالله: یعنی اگر خداوند مقدر فرمود.(به خواست خدا) .   خب درست بنویسید و بگید دیگه !ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:49

نویسنده : Lady Writer - ساعت ۳:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/۱۸

هوا کاملا ابریه و گرم اما گرماش مطبوعه و می چسبه

گمونم صدای رعد و برق ضعیفی هم می آد

دلم می خواد امروز تا شب که وقت هست یکی در خونمونو بزنه

دلم مهمون می خواد

تا خونه از این بی حالیو عدم تنوع در بیاد

منم که همش خوابم می آد


برچسب: خواست, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:17

نویسنده : Lady Writer - ساعت ٢:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢۱

هیچی نرمال نیست

همه چی در همه !

عنان زندگی از دست رفته

جو اصلا شاد نیست

چه باید کرد؟


برچسب: نرمال, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:17

نویسنده : Lady Writer - ساعت ٩:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٤ دلم واسه تک تک اعضاء می سوزه اما هیچ کاری از دست من برنمی آد یعنی برمی آدا اما اجازه اینکارو بهم نمی دن هیچ کاری هم که از دستم برنیاد همدردی که می تونم بکنم پندی ، نصیحتی، اندرزی هم از دستم برمی آد خدایا چکار کنم؟ چرا می بینیو هیچ کاری نمی کنی، فقط دست روی دست گذاشتی؟ به قول مامان لازم نکرده تو غصه کسی رو بخوری یا دلت واسه کسی بسوزه وادامه مطلب

برچسب: بدبختی, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:17

نویسنده : Lady Writer - ساعت ٧:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٦ هنوز واسم قابل درک نشده که چرا اینطور شد؟ من نود درصد امیدوار بودم ولی اون ده درصد نامیدی کار خودشو کرد و ضربه ای کاری هم به روحو روانم وارد ساخت شاید اثر ضربه ای که به جسمم وارد شد رو چند سال بعد نشون بده هنوز گاهی که بهش فکر می کنم اشکامو در می آره جون آدم در می آد واقعا! ادامه مطلب

برچسب: ناامیدی, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:17

نویسنده : Lady Writer - ساعت ٦:٢٥ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٧ خدایا می خوام یه چیزی ازت بپرسم هر چه به دور و اطرافم نگاه می کنم می بینم که همه ی امور رو بر وفق مراد و دل ظالمان و بدای این جهان مقرر کردی هیچ چیز به نفع آدم خوبا و مظلومای این دنیا نیست از امور کوچک که در یک خانواده اتفاق می افته بگیییییر تا امور سیاسی و جهانی ! خدایا مگه نمی گن طرفدار مظلومانی مگه نمی گن عدالتت نمی ذاره به خوبای عاادامه مطلب

برچسب: ایمان, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:17

نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱٢:۱٠ ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢۱ اخبار شبکه سه چند روز پیش عذرخواهی مسئولینو نشون می داد یکی به خاطر دیرکرد حقوق کشاورزان عذر می خواست اون یکی به خاطر نرفتن به یه استان به خاطر وجود ریز گردها اون یکی به خاطر عدم وجود شغل به مدرک دارانی که تعداشون زیاد هم شده اون یکی به خاطر ... تازه خبرنگاره کلی به به و چه چه و باریکلا هم گفت به خاطر عذرخواهی این مسئولین و اینکه مثلا خیلی خادامه مطلب

برچسب: فرهنگ,خواستن, نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 6:40

صفحه بندی