هویج
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
یکی از لذت هام توی زندگی خوردن هویجه اینکه بخوریو مثل بز صدای قارچ قارچ قارچش بیاد بیرون لذتش اینه که اونقدر بجویش که همه ی آبش بیاد بیرون و فقط تفاله هاش بمونه و همونم تو دهنت خوب ریزو خرد شده باشه مثل دستگاه آب میوه گیری بعد قورتش بدی بره پایین هر کی یبوست می گیره واسش خیلی کاراست دیروز سه تا هویج...
ترس بازار
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
عصر دیروز که رفتم بازار یه زن و شوهر جوان از روبروم می اومدن شنیدم شوهره به زنش می گفت منو جهنم ببر بازار نیار بازار خوبه ! نترسید ازش ای بابا !
فقط آشپزی
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
دیگه بزررررررگ شدماااااا وقتی مامان گفت بلیط داریم بریم سفر برعکس دفعات قبل بی تابی نکردم نگفتم نرو نگفتم واسه غذا پختن چکار کنم (با وجودی که به آشپزی علاقه دارم ولی وقتی مامان آشپزی می کنه من تنبلم) اصلا هیچی نگفتم سکووووووت! هر چند ته دلم یه کم ناراحت بودمو واسه پختو پز برنامه ریزی می کردم که چی ...
شستن دست
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
نهارو یکساعت پیش آماده کردم منتظرم گشنشون بشه پلو قارچ با ملات فراوان قهوه هم روی اجاق گاز در حال تهیه شدنه بوی نامطبوعش توی هواس دقت کردم دیدم من عادت دارم دستمو زیاد بشورم یعنی دست به هر چی می زنم می گم وای دستم کثیف شد می رم با آبو صابون می شورم مثلا کتری رو از اینور به اونور جا به جا کنم یا درب...
گرسنگی
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
آخه ای ناااااازی قربونش برم من الهی بابامو می گم از ساعت یک و نیم به بعد که ظهر نهارشو دادم دیگه هیچی غذا بهش ندادم گمونم قندش افتاده بود پایین هذیون می گفت اومده می گه مامانت باز رفته بیرون ؟ در اتاقو چرا قفل کرده هیچوقت قفل نمی کرد که ! من که نمی دونستم چی می گه بهش گفتم کسی بیرون نیس بعد از چن...
فقر فرهنگی
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
ما دو نوع فقر یا فقیر داریم فقر به لحاظ مادی و فقر به لحاظ فرهنگی با فقر مادی که همون بی پولی هست هممون کمابیش آشناییم اما فقر فرهنگی چیه ؟ می گم بهتون فقر فرهنگی اونی هست که واسه خودت لباس قشنگ نپوشی اما جلو مهمونت بهتربن لباساتو بپوشی میوه و غذای خوب نخوری واسه مهمونت بهترین غذا و میوه رو تدارک ب...
مهمان
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
تا دقایقی دیگر مهمان داریم سختمه یکجا بشینم جلوشونو همش لبخند روی لبم باشه خوشکلاسیون کردم البته خوشکلاسیون کار همیشگیمه خط چشمو کمی رژ لبو گونه یه کمم جمعو جور کردن موها خوشکلاسیون یعنی این حوصله هفتا قلمشو نداشتم خدا کنه بیانو قبل ساعت یازده هم برن من زیاد حوصله ندارم یک چهارم سرم درد می کنه
دوش سرد تعطیل
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
از امشب دیگه رسما دوش گرفتنای سی ثانیه ای شبانه ی قبل خواب با آب سرد رو تعطیل کردم دیگه نمی شه دوش شبانه گرفت یعنی می شه ها ولی این گوش لامصب که هیچوقت واسه ما گوش نشد با یه کم آب سرد فرداش می گیره ناخنام بلند شدنو لاک بی رنگ زدم دوسشون دارم بخصوص که سفت تر از سابقند خیلی خوابم می آد
تفاون کلمات در معنی و مفهوم
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 16:49
در زبان محاوره ای گاهی برای "ان شاء الله" الفاظ دیگری بکار برده می شود که می تواند معنی کلمات را تغییر دهد و کاملاً بر ضد مفهوم اصلی باشد. ایشاالله: یعنی خدا را به خاک سپردیم. (نعوذبالله) (استغفرالله) . انشاالله: یعنی ما خدا را ایجاد کردیم.(نعوذبالله) (استغفرالله) . ان شاءالله: یعنی اگر خداوند م...
خواست دل
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:17
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۳:۳٧ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/۱۸ هوا کاملا ابریه و گرم اما گرماش مطبوعه و می چسبه گمونم صدای رعد و برق ضعیفی هم می آد دلم می خواد امروز تا شب که وقت هست یکی در خونمونو بزنه دلم مهمون می خواد تا خونه از این بی حالیو عدم تنوع در بیاد منم که همش خوابم می آد
غیر نرمال
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:17
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٢:٥٧ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢۱ هیچی نرمال نیست همه چی در همه ! عنان زندگی از دست رفته جو اصلا شاد نیست چه باید کرد؟
بدبختی
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:17
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٩:٠٥ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٤ دلم واسه تک تک اعضاء می سوزه اما هیچ کاری از دست من برنمی آد یعنی برمی آدا اما اجازه اینکارو بهم نمی دن هیچ کاری هم که از دستم برنیاد همدردی که می تونم بکنم پندی ، نصیحتی، اندرزی هم از دستم برمی آد خدایا چکار کنم؟ چرا می بینیو هیچ کاری نمی کنی...
ده درصد ناامیدی
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:17
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٧:٠٧ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٦ هنوز واسم قابل درک نشده که چرا اینطور شد؟ من نود درصد امیدوار بودم ولی اون ده درصد نامیدی کار خودشو کرد و ضربه ای کاری هم به روحو روانم وارد ساخت شاید اثر ضربه ای که به جسمم وارد شد رو چند سال بعد نشون بده هنوز گاهی که بهش فکر می کنم اشکامو در...
ایمان ضعیف
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:17
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٦:٢٥ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢٧ خدایا می خوام یه چیزی ازت بپرسم هر چه به دور و اطرافم نگاه می کنم می بینم که همه ی امور رو بر وفق مراد و دل ظالمان و بدای این جهان مقرر کردی هیچ چیز به نفع آدم خوبا و مظلومای این دنیا نیست از امور کوچک که در یک خانواده اتفاق می افته بگیییییر ت...
فرهنگ عذر خواستن
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱٢:۱٠ u200eق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢۱ اخبار شبکه سه چند روز پیش عذرخواهی مسئولینو نشون می داد یکی به خاطر دیرکرد حقوق کشاورزان عذر می خواست اون یکی به خاطر نرفتن به یه استان به خاطر وجود ریز گردها اون یکی به خاطر عدم وجود شغل به مدرک دارانی که تعداشون زیاد هم شده اون یکی به خاطر ...
کشته
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱۱:۱٥ u200eب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢٢ بنده خدا زن همسایه زن یک جناب سرهنگه دیشب جلو خونشون کلی ماشین ایستاده بود امروز صبح اون یکی زن همسایه زنگ زده و می گه زن جناب سرهنگ رو کشتند دیشب جسدشو تو فلان جا پیدا کردند الان ما کلی سوال با سایزهای جور واجور تو ذهنمون پیدا شده که چی شده ...
بعد از دو ماه
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
دلم واسه نوشتن اینجا تنگ شده بود سلام به رفقای وبلاگ هر چند دیگه شک دارم بعضیاتون به اینجا سر بزنن چون وبلاگو فراموش کردین با این حادثه ای که برای سایبری پرشین بلاگ پیش اومد ماجرا از این قراره که چند روز مانده به ماه رمضان پرشین خراب شد درست شبیه حادثه ای که پارسال برای بلاگفا رخ داد و این خرابی دو ...
ناامیدی شدید
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٥:٢٤ u200eق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٤ بازم شکست باز هم شکست باز هم شکست دیگه تحمل اینهمه شکستو ندارم دو ساعته دارم گریه می کنم با وجود اینکه هیچ مشکلی به وجود نمی آد اما اشکا خودشون می اد پایین اینقدر اشک ریختم که نفس کشیدن واسم سخت شده انگار تمام استرسای این چند وقت یهو اومدن بالا...
خالی کردن دق و دلی
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٧:۳٠ u200eق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٤ اینقدر از دست خودم و این شکست ناراحتم که همین امروز قصد داشتم تمام دق و دلیمو سر این وبلاگ خالی کنمو از دم بزنم پاکش کنم بچسبم به از اول شروع کردن از اول این هدف تکراری رو رفتن هدفی که هفت ساله دارم براش جون می کنم ولی کی می خواد بشه نمی دونم ب...
عقاب کلات
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
جمعه کتابو تمام کردم نادرشاه عقاب کلات خیلی وقت پیش شروع کردم ولی هی این امتحان کوفتی مانع بود واسه تمامکردنش این امتحان کوفتی مانع زیادی واسه هدفای من بوده و هست می دونید با این کتاب تقریبا می شه گفت چهارمین یا شایدم پنجمین یا شایدم ششمینو هفتمین کتاب تاریخی باشه که در مورد شخصیت خاصی خوندم خواجه ی...