بازم شکست
باز هم شکست
باز هم شکست
دیگه تحمل اینهمه شکستو ندارم
دو ساعته دارم گریه می کنم
با وجود اینکه هیچ مشکلی به وجود نمی آد
اما اشکا خودشون می اد پایین
اینقدر اشک ریختم که نفس کشیدن واسم سخت شده
انگار تمام استرسای این چند وقت یهو اومدن بالا
راه نفس کشیدنمو سد کردند
کاش فردا پس فردا زندگیم تمام بشه راحت شم
دیگه هیچی از این زندگی دنیوی نمی خوام
اگه عمرم بازم به این دنیا باشه نمی دونم چه راه و هدف دیگه ای باید
طی کنم آیا باز همین مسیر کوفتی رو تکرار کنم یا ...
نمی دونم
سرم به شدت درد می کنه
برچسب: ناامیدی,
نویسنده: حمید میرزاپور