احساس حماقت - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
تمام خستگی ها تو تنم موند خستگی همه ی هفت سال کاش نرفته بودم مصاحبه کاش دلخوشیم تو همون خوان چهارم مونده بود خدا منو لعنت کنه از خودم بدم می آد دیگه چکار کنم باید ؟ واقعا نمی دونم دیگه چه راهی می تونم برم کدوم قدمو واسه آینده ای بهتر بردارم نمی دونم اشکال کارم کجاست کجای کار و راهم تو زندگی غلطه راه...
دارا و ندار - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٥:۳٧ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٧ نیم ساعت پیش رفتم مغازه محلمون داشتم خرید می کردم که یه پسر بچه نحیف و لاغر حدودا دوازده ساله از مغازه دار یه چیزی رو نسیه خواست ولی انگار حسابشون زیاد شده بود مغازه دار نداد بهش گفت پول نداری خب منم پول لازم دارم نمی شه که الکی بدمت که! هر وقت...
طلب - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
درباره : اینجا کارنامه اعمال من است . خاطراتم را که سرشار از اعمال ، نیات و افکار خوب و بد است اینجا ثبت می کنم به یاد آخرت . البته گاهی هم بسیااااااااااار غمگین می نویسم پیشنهاد می کنم ناراحتی ها و دلمشغولی های غمگین مرا نخوانید تا شما را دچار افسردگی نسازد . لطفا در قسمت نظرات وبلاگ از تبلیغ سایت ...
پرشین بلاگ - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 6:40
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱:٢٩ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٩ این یعنی چی دیگه؟! پرشین بلاگ گفته به زودی باید از ایمیلتون برای لاگین شدن استفاده کید دیگه شورشو در آورده ها من یواش یواش دارم از نوشتن توی این سایبری نامید می شما فوق فوقش در اینجا رو تخته می کنم می رم والا ! یعنی چی اصلا؟
محمد و نسترن ماه عسل(بخش یک) - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
رمضان شد و باز برنامه ی دوست داشتنی ماه عسل با مجری گری خوب احسان علیخانی شروع شد  همیشه و هر سال پیگیر برنامه ها و قصه های خوبو بدش هستم  برنامه دیروز هم که قصه اش طلاق با موضوع خیانت بود  مرتیکه خاین اسمش محمد بود زنه ی بدبخت نسترن این وسط پای
محمد و نسترن ماه عسل(بخش دو) - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
دیشب بعد از دیدن قصه ماه عسل با موضوع خیانت دوست داشتم توی اینستاگرام خود ماه عسل و اینستاگرام آقای علیخانی این نظرمو که اینجا می نویسم بگم ولی بعد منصرف شدمو گفتم چرا حرفمو اینجا نزنم ! خب به نظرم موضوع و معضل اجتماعی خیلی خوبی در این برنامه عنوان شد  حا
خواهران افسانه ای - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
اصلا دوست دارم که راجع به برنامه های ماه عسل و درسی که ازشون می گیرم صحبت کنم والا ! می خوام راجع بهش و حس و حالم بگم تا اینجا برای همیشه داشته باشمو یادم بمونه  دیروز این برنامه سه تا خواهر معرفی کرد به نامهای شهربانو، الهه ، سهیلا منصوریان که از ق
ساقه طلایی - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
بعد از چند ماه دوباره بیسکویت ساقه طلایی خوردم  به به ! دلم بدجور هوسشو کرده بود  همیشه باید روی میزم باشه  اما چند ماه بود جاش خالی بود و من امشب دلم خواست می رفتن سر مغازه  بهشون گفتم واسه منم خیار سبز بگیرن با دو تا ساقه طلایی گرفتن و الان
پله های خوان پنج - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
خوان پنجم دو تا پله داره دیروز تمام وقتم به پله اول خوان پنجم گذشت  از صبح ساعت یازده تا شب ساعت یک یه سره فقط همین کارو انجام دادم  پله دومشو هم تا نیمه رفتم  یه سری تاییدیه های مسخره که باید طی بشه و هیچ نفعی هم نداره جز اتلاف وقت و خالی کردن ح
عمر رفته - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
امروز که هیچ غلطی نکردم که اقلا برم سر درسا همش به نظافت خونه گذشت  فردا هم تا نیمه ی روز همینه  می مونه از پس فردا و یک هفته تمام که همه روز و شبش فقط مال خودمو مختص خودمه باید یه برنامه خوبو منسجمی واسه خودم بچینم دیگه یواش یواش شمارش معکوسه و اوضاع
توهم قهرمانی - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
در مورد ماه عسل دیروز  اصلا خوشم نیومد نه که خوشم نیادا نهههههه اتفاقا موضوعش واقعا جالب بود  در چه صورت ؟ در صورتی که واقعا در دنیای واقعی این موضوع مصداق داشته باشه آخه کجا دیدین که یه دختر تنها بدون هیچ پشتوانه و پناهی در کمال امنیت و آرامش در بدتر
حکمت خداوندی - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
در وصف ماه عسل امشب می تونم بگم فقط معجزه ای بزرگ از طرف خدا بود بچه ای سیزده ماهه با دست قطع شده در حادثه تصادف که خداوند همه ی آدما رو واسش بسیج کرد (از گروه پروازی هواپیما بگیییییر تااااااا کادر پزشکی ) که دست قطع شده اش دوباره بهش پیوند بخوره  تازه ه
ترفند - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 9:12
اون وقتا که خیلی کوچولو بودم  مثلا دو یا سه ساله لابد دستمو زیاد تو دماغم می بردم حالا اگه محتویاتی هم داشت شاید خارج می شد و اینور اونور خونه و اتاق پرت می شد(اینو یادم نمی آدا ولی خب لابد اینطور بوده مثل همه ی بچه ها) خب مامانمم قطعا از اینکارم خوشش نمی
خادم مردم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٢:٢٤ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢٥ اینهمه راهو کوبیدن رفتن مرکز استان به امید کادر درمانی بهتر یه عکس رنگی قرار بود از چشمشون بگیرنا ولی عدم بهداشت ، رفتار و اخلاقا مزخرف ، عدم رعایت انصاف و عدالت( از یکی پول ویزیت می گیرن از یکی نه ) باعث انصراف از پیگیری درمان شد ای خدا بگم چ
شیر فاسد - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱:۱۸ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢٧ دیروز در یخچالو که باز کردم دیدم شیر در حال فاسد شدنه شیر تو یخچال از این شیر پاستوریزه ها نیستا شیر تازه هست که از مغازه می خریم شیره مزش رو به ترشی بود منم دو سه روز بود هی می خواستم اینو بکنمش ژله ولی فراموش کردمو الان یه کم تغییر مزه می دا
تختخواب - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٢:٠٥ u200eق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢۸ صدای منو از تختخواب می شنوید در حالی که بسیاااااار خوابم می آد ژله شیری هم منو نکشته آخییییییش ! عجب روز پر کاری داشتما باورم نمی شه الان تو تخت خوابمم از دو تا ساعت هفت و نیم بعد از ظهر مشغول بودم مشغول گردگیری و تمیزکاری کل فضای خونه و خیلی
بچه ی زیادی - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۳:۳٥ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۳٠ قبل از ظهر مامان توی آشپزخونه است می گه که دختر فلان همسایه هم بچه سومشو زاییده ما تعجب زده می گیم اوووووهه چه خبره پارسال یکی زایید که ! می گه آره و ... و ادامه می ده یه زمانی هر کسی سه تا بچه داشت می گفتن هنوز کمه و حالا حالاها باید بزاد ، ا...
علت حضور در شبکه های اجتماعی مجازی - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
برای بعضیا تلگرامو ، اینستاگرامو سایر شبکه های اجتماعی وسیله ی مناسبی هست تا باهاش زندگیشونو به رخ دیگران بکشن و باهاش پز بدن و اینطوری عقده های فرو خفتشونو خالی کنن این دسته از افراد به نظرم واقعا بیخودی فضای مجازی رو اشغال کردند نمی دونم شاید به لحاظ روانی تنها حسنی که داره اینه که تخلیه روحی روا
جنسیت - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ٤:٥٥ u200eب.ظ روز ۱۳٩٦/۳/٢ ای باباااااا! چی می خواستیم چی شد؟! حالا باید چکار کنم؟ سبزوار؟! بقیه هم که همونه مثل پارسال اصلا هر چه تلاش کردم انگار نشد امسال دیگه قصد دارم برم ، فایده نداره در جا زدن الان اما مشکل اصلیم یه همراهه هر چی می کشم از جنسمه ، اه! اصلا خدایا چی
تنبلی - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 2:11
نویسنده : Lady Writer - ساعت ۱٠:٢٥ u200eق.ظ روز ۱۳٩٦/۳/۳ خیلی خوابالودم این وضعیت اصلا خوب نیست بد به تنبلی خو کردم بد ! هیچوقت احساس مفید بودن نکردم گمونم این اولین بار نیست که توی این وبلاگ می نویسم هنوز تا این سن هدف از آفرینش خودمو نفهمیدم .