خرید بک لینک

اون وقتا که خیلی کوچولو بودم 

مثلا دو یا سه ساله

لابد دستمو زیاد تو دماغم می بردم

حالا اگه محتویاتی هم داشت شاید خارج می شد و اینور اونور خونه و اتاق

پرت می شد(اینو یادم نمی آدا ولی خب لابد اینطور بوده مثل همه ی

بچه ها)

خب مامانمم قطعا از اینکارم خوشش نمی اومده

یادمه محض جلوگیری از این عمل یه شب بهم گفت محتویات دماغ اگه دور

و اطرافمون پرت بشه تبدیل به جانورای ریزی می شه که شبا می آن سراغ

خودمون! نیشخند

 منم که از هر جانوری می ترسیدم و دیگه لابد جرات اون کارو نداشتم

ولی همیشه واسم سوال بود که چطور همچین چیزی امکان داره ؟

الان که فکرشو می کنم ترفند خوبی بود واسه جلوگیری از این عمل قبیح

بچه هامژه

البته نه هر بچه ای ها !

این حرف فقط برای بچه هایی کاربرد خوبی داره که از هر جانور ریز و

درشتی می ترسند .

امروز اگه خدا بخواد قصد دارم پله دوم از خوان پنجم رو طی کنم .

برچسب: نویسنده: حمید میرزاپور تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 9:12

صفحه بندی