قلب ناآرام - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
این درد عجیب در سمت چپ قفسه سینه و این تپش نامنظم بهر چیست؟ به گمانم قلبم کمی ناآرام هست  والا با این روغن پالم و هزار کوفتو زهرمار دیگه ای که گاهی به خوردمون می دن هر دردو مرضی هم سراغمون بیاد نباید تعجب کرد  شاید هم حس تلقینی زودگذره  نمی دونم بیخیال اصلا !
مهمان و میزبان - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
هر زمان که از شهری به شهری دیگه مسافرت کردیم و مهمون اقوامو فامیل شدیم مامان به ما گفت مهمون خر صاحبخونه است یعنی هر چه گفت باید بگی چشم و هیچ چیز زیاده از اون امکاناتی که در اختیارت می ذاره نخوای اما این قضیه برای مهمونای ما همیشه دقیقا برعکسه  مهمون ، خونه ی ما رو مثل خونه خودش می دونه و بر ما سوا...
غرنوشت - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
میوه پوست می کنه تا نصفه می خوره بقیشو دست نمی زنه یکی نیست بهش بگه نمی خوای میوه رو تا ته بخوری چرا بازش می کنی که حرووم شه اصلا  نصف دیگه میوه اتو کی خوش داره بخوره اصلا ؟ به قانون لامپ اضافی خاموش اصلا پایبند نیست اگه هزارتا چراغ تو خونه باشه همه رو روشن می ذاره و عمرا اگه دست ببره واسه خاموش کرد...
آسایش - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
آخییییییش ! مهمونا بلاخره روز جمعه عصر رفتن تهران از همه بدتر خانم کله گنده بود که وقتی می آد فکر می کنه باید همه فقط در خدمتش باشن از دست نق نقاش روز آخر دیگه هممون به ستوه اومده بودیم  فکر می کنم اگه یه روز بیشتر می موند من با اردنگی بیرونش می انداختم  بس که زیادی غذاها رو پایمال می کرد و حسود بود...
جواب سوال و بارندگی - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
خخخخخخب حالا وقتشه که جواب سوال پست قبل رو بدم  شما خوانندگان که هیچکدومتون نتونستید حدس بزنید  دایی جوابش این بود که : یه نایلون می کشم روی چمن یا علف هایی که توی طبیعت روییده بعد یواش یواش قطرات آب روی نایلون به وجود می آد و آب اندک اندک جمع می شه منم باهاش رفع تشنگی می کنم  بعد ازش پرسید اگه آتیش...
دریاب مرا - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
استرس بی جا دلشوره بیخود شش سال ، تکرار مکرر و درجا زدن و نتیجه دلخواه نگرفتن خستگی و ناامیدی و افسردگی یکی دو ماهه دوباره امیدواری و تلاش باز ناامیدی  دوباره امیدواری باز ناامیدی . . . . . دیگه نمی دونم اگه نشه باز اون چیزی که می خوام چطور سرمو بلند کنم  درسته زندگی به آخر نمی رسه درسته آسمون به زم...
دلی پر درد - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 6:33
دو روزی سفرکی داشتم  جهت انجام کارام باید تاکسی می گرفتم کلا راننده تاکسیا عجیب دل پری دارن از وضعیتی که داریم از وضع بد مالیشون  از دخلشون به خرجشون نرسیدن از شرمندگی پیش زن و بچه  از عدم قدرت خرید در روزهای پایانی سال کافیه جهت شروع درد دلاشون فقط یه کلمه بگی کلی برات جمله سازی می کنن خیلی دل آدم ...