دو روزی سفرکی داشتم
جهت انجام کارام باید تاکسی می گرفتم
کلا راننده تاکسیا عجیب دل پری دارن
از وضعیتی که داریم
از وضع بد مالیشون
از دخلشون به خرجشون نرسیدن
از شرمندگی پیش زن و بچه
از عدم قدرت خرید در روزهای پایانی سال
کافیه جهت شروع درد دلاشون فقط یه کلمه بگی
کلی برات جمله سازی می کنن
خیلی دل آدم از حرفاشون به درد می آد
ولی متاسفانه هیچ کار بزرگی از دست من و ما برنمی آد که بشه
زندگی این قشر رو متحول کرد
مقصر کیست؟
من؟
ما ؟
آنها؟
از چاله به چاه افتادن !
چاره ای نیست وقتی قدر عافیت را ندانستند
روزهای خوش آن بود که بگذشت !
خود کرده را تدبیر نیست!
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
همین !
برچسب:
نویسنده: حمید میرزاپور