اندر اتفاقات خوب ماههای پایانی سال این بود که
اوایل بهمن یه نیم سرویس طلا واسم خریدن
شامل یه دستبند ، گردنبند و یه جفت گوشواره
منم فرصت طلب یه انگشتر هم باهاش خریدم 
و من بعد از سی و شش سال الان گوشواره انداختم
با خودم عهد بسته بودم دیگه گوشواره نندازم اما خب پیش اومد که عهدو
بشکنم
دو روز بعد از خرید یکی از لنگه گوشواره ها خراب شد و منم چون خواستم
خودم درستش کنم بدترش کردم
وقت نشد ببرم بدم زرگر درستش کنه تا دو روز پیش که الان هر چند مثل
اولش نشده ولی خب به هر صورت تعمیر شده
از صبح تا الان سرم درد می کنه
نمی دونم چه مرگشه
اوووووخ!
برچسب:
نویسنده: حمید میرزاپور