سال نود و شش هم از راه رسید
سال نود و پنج رفت
سال جدید و تصمیمات تازه و جدید که امیدوارم عملیشون کنم
ساعت ده صبح دیروز حسابی غافلگیر شدم
توی رختخواب بودمو داشتم غلت می زدم و مردد بودم باز هم به خواب برسم
یا نه ؟ طبق عادت همیشگی موبایلمو برداشتم و قصد اینترنت گردی داشتم
که با یه پیام جدید مواجه شدم
احتمال من مثل همیشه یه پیام تبلیغاتی بود
وقتی بازش کردم خماری خواب و بیداری از سرم پرید
چند بار چشامو مالیدم که اشتباه ندیده باشم
تاریخشو بررسی کردم
نه اشتباه نبود پیام مال همون روز بود و متعلق به پروفسور عزیزم ، استاد
عزیزم که بسیار متواضع و پربار از علم و دانشند
هر سال من واسشون پیام می دادم امسال ایشون پیش دستی کردند
قصد داشتم امسال به جای پیامک تلفنی ، موقع سال تحویل ، زبانی سالو
خدمتشون تبریک بگم و غافلگیرشون کنم ولی ایشون زودتر منو غافلگیر
کردند و حسابی هیجان زده و خجالت زده و در عین حال خوشحال
ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه باهاشون تماس گرفتم و عیدو بهشون تبریک
گفتم
استادی که بعد از سیزده سال فراغت از تحصیل ارشدم هنوز هم یادشون
می کنم به پاس همه ی اون چیزهایی که ازشون یاد گرفتم و ایشون هم در
عین متانت و تواضع منو تحمل می کنن
خلاصه اینکه دیروز در ساعت های پایانی سال خیلی زیاد هیجان زده شدم .
پیامشونو می نویسم اینجا محض یادگاری :
سلام و احترام
عید سعید نوروز عید طبیعت را به جنابعالی تبریک عرض می کنم سالی خوبو خوش را برایتان آرزومندم . و در ادامه نام خانوادگیشون بود .
اندر اتفاقات بد و شاید خوب ماههای پایان سال از نوع اینترنتیش این بود
که اینترنت رایگان شبانه حذف شد و این اتفاق خوبی بود برای من که شبا
زودتر و بدون اینترنت گردی بخوابم و خوابالودگی صبح بعدشو نداشته باشم.
و بعدش اینکه هفت گیگ از مقدار اینترنتی که ذخیره کرده بودم رو به مفت
و دلیل واهی خود شرکت طرف قرارداد از دست دادم
درس عبرتی شد واسم تا دیگه اقدام به ذخیره نکنم وقتی قولشون باد رو
هواست .
امیدوارم سال جدید توام با خبرهای خوش باشه .
سال نوی همگی مبارررررررررک.
برچسب:
نویسنده: حمید میرزاپور